صفى الدين محمد طارمى

257

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

است آنكه تكبّر كند و ترفّع نمايد أحد عبدى مولا بر عبد ديگر و حال آنكه تو نمىدانى كه چيست مقام او نزد خداى تعالى ، پس شايد كه بوده باشد او اكرم و اعزّ بر خداى تعالى از تو . و قيد كرد به قولش كه : « من المسلمين » ؛ چرا كه تواضع از براى كافر جائز نيست از براى مسلم از روى شرع ؛ پس حقّ مؤمن آن است كه تواضع كند از براى هر مؤمنى و ببيند او را برادر در دين ، فرمود خداى تعالى كه : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ « 1 » . پس واجب است بر تو آنكه بشناسى قدر برادر خود را ، و ادا كنى حقّ او را و تفضّل نكنى بر او . و فرمود : « به من رضي الحقّ به [ لنفسه ] عبدا » از براى قول خداى تعالى : ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ « 2 » . « و آنكه ردّ نكنى بر عدوّ خود حقّ را » يعنى منع نكنى او را از حقّى كه مىطلبد او را از تو ، و نگفت : « حقّا له » يعنى و اگر بوده باشد از براى تو ، سزاوار است كه هبه كنى به او حقوق خود را و مسامحه كنى او را به آن حقوق و مضايقه نكنى با او ؛ و جائز است آنكه اراده كرده شود كه « ردّ نكنى بر عدوّ خود حقّ را به قول او ، و هرچند كه بوده باشد طعن در تو » اين از براى عدوّ است ؛ پس چگونه مىباشد وقتى كه بوده باشد صديق تو ؟ و چگونه مىباشد وقتى كه بوده باشد حقّى از براى او بر تو ؟ « و آنكه قبول كنى از معتذر معاذير او را » يعنى كسى كه بدى كند به تو و عذر بيارد ؛ پس لازم است بر تو آنكه قبول كنى معاذير او را - صادق باشد در آن معاذير يا كاذب - زيرا كه از جملهء مكارم است قبول معذرت - چگونه كه باشد - و مؤيّد اين است كه در بعضى نسخه‌ها : « و إن كان كاذبا فيها » واقع شده است . و چون‌كه امر كرده است ما را حق‌ّتعالى به احسان در مقابل اسائت - جايى كه

--> ( 1 ) . حجرات / 10 . ( 2 ) . محمّد / 11 .